حسين بن حسن خوارزمي
551
شرح فصوص الحكم
كه اين تفصيل موجب است مر تعيّن هر يك را از اعيان به استعداد خاصى ، كه مستفاد است از فيض اقدس . و صفاتيه آنست كه در « فاتحه » به اسم رحمان و رحيم مذكور شد . و رحمت اولى از اين دو عامة الحكم است از براى ترتّبش بر رحمت عامهء ذاتيه كه عبارت است از افاضهء وجود عام علمى . و ثانيه تخصيص اوست بحسب استعداد اصلى بر هر عينى از اعيان . و اين دو رحمت صفاتيه [ 226 - ر ] نتيجهء رحمتين ذاتيتين عامه و خاصهاند . چون اين معنى محقق شد ، بدان كه سليمان - عليه السّلام - به اتيان رحمتين قيام نمود : يكى رحمت امتنان كه بحسب عنايت ازليه حاصل مىگردد از ذات . و تسميهء اين رحمت به امتنان براى آنست كه در مقابلهء عملى از اعمال عبيد نيست ، بلكه منّتى است سابقه از حق در حقّ عبد . و ديگر رحمت وجوب كه در مقابلهء عمل است . و اصل اين وجوب قول اوست ، عم إحسانه و عزّ شأنه ، كه مىفرمايد : * ( كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ » « 9 » . يعنى : ايجاب كرد حق - سبحانه و تعالى - رحمت بندگان را بر نفس خويش ، لا جرم منّت نهاد به رحمان كه عام الحكم است بر جميع موجودات به تعيين اعيان ايشان در علم ، و ايجاد ايشان در عين ، كما قال : « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » « 10 » . و قال تعالى : * ( رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً » « 11 » . يعنى احاطهء همهء أشياء كردى به وجود و علم ، چه رحمت عامه عين وجود عام است مر جميع أشياء را كه معبّر است به نور در آيهء كريمهء * ( الله نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » « 12 » ، چه به دو ظاهر مىشود هر شيئى از ظلمت عدمش . و ايجاب كرد به رحيم مخصص بر نفس خويش كه ايصال كند هر يكى را از اعيان ، به آن چه اقتضا مىكند آن را استعدادش . و چون اين ايجاب نيز منّت است بر عباد ، شيخ فرمود : اين وجوب نيز از امتنان است . يعنى از رحمت امتنانيه است ، چه معدوم را ياراى آن نيست كه ايجاب چيزى كند بر حق ، در آن چه حق ايجاد او مىكند ، يا اقتدار مىدهد بنده را به مباشرت طاعات و عبادات . پس رحمت رحيميه داخل باشد در رحمت رحمانيه ، چون دخول
--> « 9 » س 6 ى 54 . « 10 » س 7 ى 155 . « 11 » س 40 ى 7 . « 12 » س 24 ى 35 .